کتابفروشیا و اینترنت پر شده از صدها مقاله و نوشته و که همه شون به شما قول میدن که اگه اونا رو بخونین فروش تون زیاد می شه. به شما قول میدن که با دونستن مثلا ۶ نکته کلیدی، جادویی، اصلی، روان شناسانه و… به هرکی که از راه برسه می تونین هر اون چه رو که دوست دارین بفروشین..!!

باور کنین که ۹۰% درصد فروش، تجربه س و این همه نکته کلیدی و کتاب و… فقط و فقط وقتی واسه شما کاربرد داره که بارها با مشتریان جور واجور صحبت کرده باشین، بارها جواب نه شنیده باشین، بارها از خودتون به خاطر ناتوانی در فروش گله داشته باشین و…

اجازه بدین سوالی از شما سوال کنم؛ فرض کنین من کتابی خریدم که در اون، ۲۱ نکته جادویی واسه فوتبالیست شدن نوشته شده (حاصل از تجربه ده ها فوتبالیست و مدرس فوتبال و..!)؛ من هم می شینم و این کتاب رو ۱۰ بار می خونم و از بر میشم؛ سوال اینه که من میتونم بازیکنی در سطح کریس رونالدو یا لیونل مسی بشم؟؟ خیر! چه این مقاله و چه هر مقاله و کتاب دیگه در “” که بخونین، واسه شما یه راهنما و هدایت گر میشه که فهمیدن نکاتش واسه شما یه روز زمان میبره، و یادگرفتنش یه عمر…

پس این مقاله واسه من چه فایده ای داره؟

اول اینکه که این مقاله خلاصه س؛ دوم این که اگه روی همین ۱۰ تا قانون فروش “کــار کنیـد”، خیلی ترفندها و نکته های دیگه رو خودتون، خود به خود و در عمل یاد می گیرین؛ همون نکتهایی که بقیه یه کتابش کردن!

نوشتن این ده نکته روونه، در عرض ۱۰ دقیقه اونا رو بخونین و از همین فردا تلاش کنین دست کم یکی از اونا رو تمرین کنین.
اگه هم تصمیم دارین تا این مقاله رو بخونین و بعد دوباره به همون کارتون بپردازید پیشنهاد می کنیم که وقت تون رو تلف نکنین؛ نه این مقاله و نه هیچ مطلب و کتاب و سمیناری به شما فرمول و راه حل سری نمی ده!

راه حل

بسیار ، این شما و اینم (که در صورتی طلایی هستن که اونا رو به کار بگیرین):

قانون ۱: حرف نزنین، گوش کنین!

قبل از هر چیزی این ۴ قانون مهم رو در فروش یادتون باشه:

  • یه: از خودتون تعریف نکنین
  • دو: از اجناس تون تعریف نکنین
  • سه: از خدمات تون تعریف نکنین
  • چهار: بی خودی درمورد برندتون و افتخارات و خوبی هاش بزرگ نمایی نکنین

می دونم که می خواین دلیل مراجعه یا تماس خود رو توضیح بدین، می خواین به با ادب ترین شکل ممکن خودتون رو معرفی کنین، می خواین همه نقاط قوت خود رو یه به یه به مخاطب نشون بدین، اما…دست نگه دارین!
گوش کنین که مخاطب چی می خواد، شاید اصلاً خدمات شما به کارش نمیاد!

قانون ۲: با سوالات بفروشین نه جوابا

فروش رو از یاد ببرین و روی پیدا کردن دلیل خرید مخاطبتان تمرکز کنین. از اونا همیشه سوال کنین تا یواش یواش مخاطب بی حوصله رو بشناسین. شما باید بفهمین که چیجوری می تونین واسه مخاطب تون ارزش قائل شید و این موضوع رو به اون اثبات کنین که براش اهمیت قائلید.

به محض اینکه طرف تون بفهمه که شما واسه فروش اونجا هستین، دیوار غیرقابل نفوذی رو دربرابرتان بالا میکشه! پس بر شناسایی نیازش تمرکز کنین و در مورد راه حلای کارگشایتان صحبت کنین تا بتونین به این دیوار، نفوذ کنین!

قانون ۳: انگار که اولین مشتری شماس

در مورد مشتری هاتون کنجکاوی به خرج بدین، سوال کنین، گوش بدین و… . هیچوقت طوری رفتار نکنین که انگار اونم یکیه مثل مشتری قبلی؛ خودنمایی نکنین که شما جواب سوالات اون و حتی خود سوالاتش رو می دونین!
اون باید فکر کنه که شما اختصاصا خود اونو دارین بررسی می کنین؛ اختصاصا مشکل اونو می خواین حل کنین و راه حل اختصاصی مربوط به اونو دارین.

خوشحال هستن؟ خرید کردن براشون صرفه اقتصادی داره؟ و…

اقتصاد

باید بفهمین چی نیاز دارن! مراقب باشین شما واسه انجام تحقیقات بازار اونجا نیستین، سوالاتی که فقط به درد آمارهای شما می خوره رو نپرسید، درعوض سوالاتی رو سوال کنین که مشتری شما به اون واقعاً نیاز داره!

وقتی یاد بگیرین که مشتری چی نیاز داره و زور نزنین که حتما و حتما بفروشین (!)، اون وقت مخاطبان تون به مشتریان بااعتمادی تبدیل می شن و فروش تون به صورت خودکار زیاد می شه.

ادامه این مطلب رو در بخش دوم ۱۰ قانون طلایی واسه فروش بخونین.