مطمئنم هممون اون دسته از تبلیغات رو که قرار گرفتن در رتبه یه گوگل رو واسه ما ضمانت می کردن به یاد میاریم؛ اما هیچکدامشان نمی گفتن که این این کار رو می کنن که چه؟! آخر با چه هدفی باید رتبه بگیریم؟
– Alisa Meredith

بیشتر از این که نگرانی افزایش رتبه در یافته های جستجوی گوگل رو داشته باشین، باید تلاش کنین به کیفیت سایت تون و محتوایش فکر کنین! در این صورت، خوانندگان محتوای شما، با اشتراک گذاری محتواتون مشتریان بیشتری واسه شما میارن.

با این که رابطه مستقیمی بین اندازه کلیک دریافتی و رتبه ما در یافته های جستجوی گوگل هست، ولی رتبه گرفتن در یافته های جستجوی گوگل هیچوقت نمی تونه هدف اصلی و پایانی ما باشه!

۸۰ کلیکا واسه ۳ رتبه نخسته!

تحقیقات روی رفتار کاربران در موتورهای جست و جو نشون میده که مردم بیشتر از همه به ۵ رتبه اول (به خصوص ۳ رتبه اول) یافته های جست و جو اهمیت میدن (چیزی در حدود ۸۰ درصد از کلیکا!).

این حرف فقط در مورد صفحه اول یافته های جست و جو نیس! مثلا در صفحه دوم گوگل هم شرایط به شکلیه که بیشتر کلیکا واسه ۵ رتبه اول و به خصوص ۳ رتبه اول هستش.

در هر صورت، واسه موفقیت فقط شما ممکنه که بتونین در خیلی از کلمات رتبه بگیرین، کلی هم ترافیک جذب کنین، اما حتی یه قِران هم پول درنیاورید!! واقعا این همون چیزیه که می خواستین؟ بعید میدونیم!

تصویر غلط: رتبه بهتر، ترافیک بیشتر!

این یه تصور غلط در هستش که رتبه بهتر یعنی ترافیک بیشتر! مردم ممکنه شما رو در رتبه بندی یافته های جست و جو ببینن، اما اصلا دلیل نمی شه که روی نتیجه سایت شما حتما کلیک کنن!
عوامل زیادی بر این مورد تاثیر داره، مثلا ممکنه:

  1. روش هدف دار انتخاب کلمات کلیدی نادرستی انتخاب کردین.
  2. توضیحات متای ضعیف و غیر جذابی دارین که باعث می شه مخاطب فکر کنه به دردش نمی خورید.

واسه حل این مشکل می تونه به این مقاله مراجعه کنین تا روش هدف دار بهتری واسه انتخاب کلمات کلیدی مربوط به کار و کاسبی تون داشته باشین. هم اینکه با به کار گیری توضیحات متای مناسب، CTR خود رو زیاد کنین.

تجارت الکترونیک یا Ecommerce روند خرید و فروش کالای فیزیکی یا الکترونیکی به صورت آنلاینه.

در سال ۱۳۹۷، تجارت الکترونیک محبوبیت بیشتری داره. واسه خیلی از مردم وبسایتای فروشگاهی جانشین مناسبی واسه فروشگاه های سطح شهر هستن. گوشیای موبایل به پیشرفت تجارت الکترونیک کمک زیادی کردن طوری که پیش بینی می شه ترافیک موبایلی سایتای فروشگاهی یا کلا تجارت الکترونیک تا آخر سال به بیشتر از ۷۰ درصد برسه.

موبایل

شبکه های اجتماعی مانند تلگرام و اینستاگرام هم کمک زیادی واسه افزایش محبوبیت تجارت الکترونیک داشتن. وقتی که شبکه های اجتماعی با تجارت الکترونیک ترکیب می شن مردم هم به دنبال تجارت الکترونیک رو به عادات خرید روزانه خود وارد می کنن.

تجارت الکترونیک از بین رفتنی نیس بلکه، هر لحظه در حال بزرگ شدن و پیشرفته طوریکه پیش بینی می شه تا سال ۲۰۲۲، ۱۷ درصد از خرید/ فروشا در آمریکا از راه تجارت الکترونیک انجام شه.

شکلای جور واجور تجارت الکترونیک

تجارت الکترونیک به سه دسته اصلی تقسیم می شه:

۱- B2B یا Business to Business: به این صورت که کسب و کارا به همدیگه کالا میفروشن.

۲- B2C یا Business to Consumer: به این صورت که کسب و کارا به مصرف کنندگان پایانی کالا میفروشن.

۳- C2C یا Consumer to Consumer: به این صورت که یه مصرف کننده از راه شبکه های اجتماعی به مصرف کننده دیگه کالا می فروشه مانند سایت دیوار.

با اینکه خرید و فروش آنلاین نمونه واضحی از تجارت الکترونیکه اما، بانکداری اینترنتی هم زیرمجموعه تجارت الکترونیکه.

امتیازات تجارت الکترونیک

تجارت الکترونیک واسه کسب و کارا مزیتای مختلفی داره: می تونه هزینه ها رو به حد زیادی کم کنه چون که هزینه مغازه داری حذف می شه. هم اینکه این روش بسیار سریع تر و راحت تر از راه های سنتیه. مزیت دیگه اینه که شما از راه تجارت الکترونیک می تونین به مشتریائی دسترسی پیدا کنین که مشکلات جغرافیایی مانع رابطه اونا با شما به صورت فیزیکی شده.

مشکلات

سرمایه گذاری در تجارت الکترونیک هم می تونه درآمد شما رو زیاد کنه: به کسب و کارا کمک می کنه که از نظر موقعیت فیزیکی به مشتریان بیشتری دسترسی داشته باشن.
سرمایه گذاری

واسه مصرف کنندگان، تجارت الکترونیک این مزیت رو داره که با کمترین هزینه به شما بیشترین انتخابا رو نشون میده. مثلا، اگه شما وارد نمایندگی سامسونگ شید، فقط با تلویزیونای سامسونگ روبه رو هستین اما در محیط آنلاین، شما می تونین برنده های جور واجور تلویزیون رو از هر دید با هم مقایسه کنین. حتی تجارت الکترونیک به شما این امکان رو میده، که قیمتا رو در سطح جهان مقایسه کنین نه که فقط در محدوده جغرافیایی خاص.

از اونجایی که تجارت الکترونیک در حال گسترشه، پس، باید با روندهای به روز اون آشنا بود. حتی اگه شما یه مغازه تو یه مرکز تجاری هستین می تونین از تجارت الکترونیک و امتیازات اون بهره ببرین چون که تجارت الکترونیک نشون دهنده خوبیه از انتظارات، خواسته ها و نیازای مشتریان.

منبع: Hub Spot

کتابفروشیا و اینترنت پر شده از صدها مقاله و نوشته و که همه شون به شما قول میدن که اگه اونا رو بخونین فروش تون زیاد می شه. به شما قول میدن که با دونستن مثلا ۶ نکته کلیدی، جادویی، اصلی، روان شناسانه و… به هرکی که از راه برسه می تونین هر اون چه رو که دوست دارین بفروشین..!!

باور کنین که ۹۰% درصد فروش، تجربه س و این همه نکته کلیدی و کتاب و… فقط و فقط وقتی واسه شما کاربرد داره که بارها با مشتریان جور واجور صحبت کرده باشین، بارها جواب نه شنیده باشین، بارها از خودتون به خاطر ناتوانی در فروش گله داشته باشین و…

اجازه بدین سوالی از شما سوال کنم؛ فرض کنین من کتابی خریدم که در اون، ۲۱ نکته جادویی واسه فوتبالیست شدن نوشته شده (حاصل از تجربه ده ها فوتبالیست و مدرس فوتبال و..!)؛ من هم می شینم و این کتاب رو ۱۰ بار می خونم و از بر میشم؛ سوال اینه که من میتونم بازیکنی در سطح کریس رونالدو یا لیونل مسی بشم؟؟ خیر! چه این مقاله و چه هر مقاله و کتاب دیگه در “” که بخونین، واسه شما یه راهنما و هدایت گر میشه که فهمیدن نکاتش واسه شما یه روز زمان میبره، و یادگرفتنش یه عمر…

پس این مقاله واسه من چه فایده ای داره؟

اول اینکه که این مقاله خلاصه س؛ دوم این که اگه روی همین ۱۰ تا قانون فروش “کــار کنیـد”، خیلی ترفندها و نکته های دیگه رو خودتون، خود به خود و در عمل یاد می گیرین؛ همون نکتهایی که بقیه یه کتابش کردن!

نوشتن این ده نکته روونه، در عرض ۱۰ دقیقه اونا رو بخونین و از همین فردا تلاش کنین دست کم یکی از اونا رو تمرین کنین.
اگه هم تصمیم دارین تا این مقاله رو بخونین و بعد دوباره به همون کارتون بپردازید پیشنهاد می کنیم که وقت تون رو تلف نکنین؛ نه این مقاله و نه هیچ مطلب و کتاب و سمیناری به شما فرمول و راه حل سری نمی ده!

راه حل

بسیار ، این شما و اینم (که در صورتی طلایی هستن که اونا رو به کار بگیرین):

قانون ۱: حرف نزنین، گوش کنین!

قبل از هر چیزی این ۴ قانون مهم رو در فروش یادتون باشه:

  • یه: از خودتون تعریف نکنین
  • دو: از اجناس تون تعریف نکنین
  • سه: از خدمات تون تعریف نکنین
  • چهار: بی خودی درمورد برندتون و افتخارات و خوبی هاش بزرگ نمایی نکنین

می دونم که می خواین دلیل مراجعه یا تماس خود رو توضیح بدین، می خواین به با ادب ترین شکل ممکن خودتون رو معرفی کنین، می خواین همه نقاط قوت خود رو یه به یه به مخاطب نشون بدین، اما…دست نگه دارین!
گوش کنین که مخاطب چی می خواد، شاید اصلاً خدمات شما به کارش نمیاد!

قانون ۲: با سوالات بفروشین نه جوابا

فروش رو از یاد ببرین و روی پیدا کردن دلیل خرید مخاطبتان تمرکز کنین. از اونا همیشه سوال کنین تا یواش یواش مخاطب بی حوصله رو بشناسین. شما باید بفهمین که چیجوری می تونین واسه مخاطب تون ارزش قائل شید و این موضوع رو به اون اثبات کنین که براش اهمیت قائلید.

به محض اینکه طرف تون بفهمه که شما واسه فروش اونجا هستین، دیوار غیرقابل نفوذی رو دربرابرتان بالا میکشه! پس بر شناسایی نیازش تمرکز کنین و در مورد راه حلای کارگشایتان صحبت کنین تا بتونین به این دیوار، نفوذ کنین!

قانون ۳: انگار که اولین مشتری شماس

در مورد مشتری هاتون کنجکاوی به خرج بدین، سوال کنین، گوش بدین و… . هیچوقت طوری رفتار نکنین که انگار اونم یکیه مثل مشتری قبلی؛ خودنمایی نکنین که شما جواب سوالات اون و حتی خود سوالاتش رو می دونین!
اون باید فکر کنه که شما اختصاصا خود اونو دارین بررسی می کنین؛ اختصاصا مشکل اونو می خواین حل کنین و راه حل اختصاصی مربوط به اونو دارین.

خوشحال هستن؟ خرید کردن براشون صرفه اقتصادی داره؟ و…

اقتصاد

باید بفهمین چی نیاز دارن! مراقب باشین شما واسه انجام تحقیقات بازار اونجا نیستین، سوالاتی که فقط به درد آمارهای شما می خوره رو نپرسید، درعوض سوالاتی رو سوال کنین که مشتری شما به اون واقعاً نیاز داره!

وقتی یاد بگیرین که مشتری چی نیاز داره و زور نزنین که حتما و حتما بفروشین (!)، اون وقت مخاطبان تون به مشتریان بااعتمادی تبدیل می شن و فروش تون به صورت خودکار زیاد می شه.

ادامه این مطلب رو در بخش دوم ۱۰ قانون طلایی واسه فروش بخونین.

خیلی خلاصه به شما بگیم که در این سری مقالات، قراره تا عادی ترین باورهای غلطی رو که (خیلی از) سئوکارها به اون باور دارن معرفی کنیم. با همراه باشین:

این حرف که من واسه دیده شدن در یافته های جستجوی گوگل، باید وب سایتم رو در Google.com/webmasters/tools/submit-url، سابمیت (Submit) کنم یه تصور غلطه!

با اینکه که یه سایت جدید می تونه مستقیما URL خود رو در Google، Submit کنه، موتور جست و جویی مثل گوگل بازم به «گشتن و پیدا کردن» سایت شما در وب می پردازه؛ بدون اینکه شما سایت تون رو در گوگل Submit کرده باشین!

Matt Cutts، (از اعضای بخش تیم کیفیت و مسائل بهینه سازی موتور جستجو (سئو) گوگل میگه):

«راستش رو بخواین، وقتی که شما در گوگل جست و جو می کنین، شما WEB رو جست و جو نمی کنین! بلکه شما در حال جست و جو در «ایندکسای گوگل از وب» هستین.

ما این کار رو با به کار گیری نرم افزارهایی به نام Spider انجام می دیم. Spiderها وقتی شروع به ایندکس یه صفحه وب می کنن، هر لینکی رو که ببینن وارد اون می شن و محتوای اونو ایندکس می کنن و دوباره در اون صفحه هم اگه لینک ببینن، هر چند تا که باشه، مقصد همه اون لینکا رو هم ایندکس می کنن و این روش تا ابد ادامه داره…

تا این که می بینیم که حجم خیلی از محتوای وب رو ایندکس کردیم و میلیاردها صفحه وب، در هزاران کامپیوتر ذخیره شدن.»

جالبه بدونین که حتی وقتی که شما سایت تون رو Submit کردین، این Submission هیچی رو تضمین نمی کنه!
Crawlerها سایت شما رو پیدا می کنن و در زمان لازم، ایندکسش هم می کنه! پس نگران این نباشین که باید حتما و حتما وب سایتم رو به گوگل معرفی کنم.

اگه دوست دارین که از زبون Matt Cutts، بیشتر در مورد این که «گوگل چیجوری کار می کنه؟» اطلاعات بیشتری به دست بیارین، از این ویدیو دیدن کنین:

مقالات خیالات غلط عادی در سئو:

  • تصور غلط اول:
  • تصور غلط دوم:
  • تصور غلط سوم:

مدیر بازاریابی همیشه با رقابتای بزرگی رو در روست. از مشخص نبودن دقیق مسئولیت هاش (همه چیز رو از اون توقع دارن) بگیرین تا سختیایی که میکشه واسه این که به اعضای بعضی از تیمای شرکت حالی کنه که: «وقتی من مدیر بازاریابی هستم، تو باید به حرفم گوش کنی!»

اما امروز می خوایم ببینیم که چیجوری یه مدیر بازاریابی می تونه در جمع بهترینای میدون خودش باشه.
کسب ۹ مهارت لازم واسه مدیران بازاریابی، می تونه کمک زیادی به شما کنه. پس از یاد گرفتن فروش شروع می کنیم:

۱) فروش کردن رو یاد بگیرین

شما به عنوان یه مدیر بازاریابی (Marketing Manager) باید توانایی فروش و راضی کردن خریداران رو داشته باشین. باید پا به پای کارمندان تون به چاره اندیشی و تلاش واسه فروش مشغول شید. فقط در این صورته که می تونین به داد شرکت تون برسین.

اگه حس می کنین که استعداد و توانایی کافی در فروش رو ندارین:

  1. درباره اون بخونین (کتابای خوبی در این مورد نوشته شده).
  2. از ویدیوها، پادکستا، سمینارها و دوره های آموزشی فروش استفاده کنین.
  3. مستقیما تجربه به دست بیارین (پس از گذشت مدت زمان کوتاهی روش کار دستتون میاد).
  4. این مقاله می تونه راهنمای خوبی واسه شروع یادگیری تون باشه: «».

۲) سرعت عمل داشته باشین

مدیر بازاریابی موفق حاضره هر کاری بکنه تا پروژه هایی رو که به اون واگذار شده، به موقع به آخرسر برسونه. اینجور مدیرانی قوانین و توجیهات خودشون رو کنار می ذارن و باتمام قوایشان، واسه آماده سازی به موقع کاراشون تلاش می کنن.

اینجور مدیرانی، خستگی خود و همکارانشون رو به معذرت خواهی کردن و سرافکندگی شرکت بهتر می دونن!

۳) مدیر بازاریابی بداخلاق و بی رمق نباشین..!!

کمتر کسی رو می شناسیم که به کارکردن تو یه محیط خشک و بی روح، علاقه ای داشته باشه!
مدیر بازاریابی باید احساس و انرژی خود رو به بقیه منتقل کنه. فقط در این صورته که از یه شرکت میشه انتظار موفقیتای بزرگ داشته باشیم.

۴) هم به مشتری فکر کنین و هم به سرمایه گذار

بعضی وقتا به عنوان مدیر یه مجموعه، شما با فشارهای خیلی از طرف کارفرمایان و سرمایه گذاران روبه رو هستین، اونا همیشه از شما آمار مثبت و موفقی رو از فروش تون میخوان.

در سمتی دیگه، مشتریان هم از شما و شرکت تون تحقق وعده هایی رو که بهشون قول دادین، میخوان!
این وسط، مدیر مارکتینگ موفق کسیه که بتونه هر دو طرف رو راضی نگه داره و به هر دو کفه ترازو به یه اندازه اهمیت دهد.

۵) ملاک تون کیفیت کارش باشه نه حس شما به اون!

ممکنه شما با آدمایی سروکله بزنین که از دید شخصیتی علاقه ای به اونا نداشته باشین، اما اونا واسه شما و شرکت تون موثر باشن. یه مدیر موفق بازاریابی همیشه افراد رو براساس کاربرده هایی که می تونن داشته باشن می بینه.

بعضی وقتا روابط فردی و اجتماعی مناسب می تونه گره های کور بزرگی رو تو کاراتون باز کنه. همیشه رابطه عمومی خوبی داشته باشین، حتی باکسانی که علاقه ای به اونا ندارین!

۶) واقعا دل سوز مشتری باشین

بهترین روش واسه موفقیت در اینه که واقعا دل بسوزونین! تلاش کنین زندگی بقیه رو بامحصولتان، طرحتون یا خدمات تون آسون تر کنین و درضمن تلاش کنین این قصد خود رو به روشن ترین و آسونترین راه ممکن بگید!

اگه کیفیت زندگی مشتریان رو در اولویت بذارین، مطمئن باشین رشد فروش هم به دنبال اون میاد.

۷) «باید» مشتری رو وفادار کنین

یه مدیر مارکتینگ موفق طوری مشتری رو می بینه که بقیه نمی بینن. اون تلاش می کنه مشتریان و مخاطبانش رو در هرمرحله ای از خرید که باشن، پیرو و وفادار به خود نگه داره. مشتریان دائمی و وفادار در واقع نتیجه مدیریت موفق شماس.

۸) معتاد آمار و اطلاعات نشید!

معتاد

بازاریابی نوین شدیدا بر اطلاعات خام و مستندات بازار تکیه داره. با این وجود، مدیر موفق بازاریابی کسیه که با اینکه بر این مستندات تکیه می کنه و محوریت بیشتر فعالیت هاش رو بر مبنای این اطلاعات میذاره، اما معتاد آمار و اطلاعات بازار نیس!

اطلاعات شاید نقشه راه باشن، اما خود نقشه، هیچوقت موفقیت به حساب نمیاد. شما باید کار کنین و ببینین نقشه طراحی شده چیجوری عمل می کنه.

به قول کریس توماس، محقق بازاریابی:

“شانس موفقیت یه شرکت که اطلاعاتش ۳۰۰ صفحه PowerPointه، کمتر از شانس زنده موندن یه دانه برف، در آتیش هستش!”

۹) همیشه به نیاز مشتری نزدیک تر شید

واقعا واسه مشتریان، محصول شما مهم نیس! اونا هیچ اهمیتی نمی دن که شرکت شما از چند نسل قبل شروع به کار کرده. تنها نکته قابل فهم واسه خریدار، خود اون و نیازهایش است! همیشه تلاش کنین رابطه خوبی با مشتریان تون داشته باشین تا بتونین تولید خود رو به نیاز اونا نزدیک و نزدیک تر کنین.

به نظر شما یه مدیر بازاریابی موفق، دیگه باید چه ویژگی داشته باشه؟ (یا نداشته باشه؟) تجربه تون رو با ما در میان بذارین.

در وقتی که خیلی از مردم ایرن در طول روز آنلاین هستن و امکان خرید اینترنتی شکلای جور واجور کالا و خدمات بدون هیچ سختی ای در دسترسه، قدرته که اندازه توانایی شما در ایجاد رابطه با مصرف کنندگان رو تعیین می کنه.

این ترندهای دیجیتال مارکتینگ به شما در بهینه سازی روش هدف دار تون و رسیدن به فرصتای جدید واسه رشد، کمک می کنه تا به شکل مؤثرتری به مخاطبان مورد نظرتون دست پیدا کنین .

دیجیتال

سال ۲۰۱۸ نقطه عطفی واسه تغییر دیجیتالی بود. الان بیشتر از ۴ میلیارد کاربر اینترنتی در سراسر جهان هست، که هر کدوم به صورت میانگین ۶ ساعت در روز آنلاین هستن؛ این انفجار دنیای دیجیتال اینجا متوقف نمی شه. امروزه بیشتر از ۵ میلیارد نفر، یه گوشی موبایل دارن و بیشتر از نصف این دستگاه ها، هوشمند هستن. نزدیک به ۳ میلیارد نفر از این کاربران گوشی موبایل در رسانه های اجتماعی فعال هستن.

موبایل

شکی نیس که مصرف کنندگان به طور زیادی زندگی خود رو به یه زندگی آنلاین تبدیل کردن. اونا روزانه بیشتر از ۳٫۵ میلیارد بار در گوگل جستجو می کنن و هر روز بیشتر از یه میلیارد ساعت از ویدیوهای YouTube دیدن می کنن. علاوه بر این، در سال ۲۰۱۷، درآمد حاصل از فروش به این کاربران به ۱٫۴۷۴ تریلیون دلار رسید که نسبت به سال قبل ۱۶ درصد بالا رفته. مفاهیم نشون دهنده حقیقت هستن: اگه می خواین به روشای معناداری با مصرف کنندگان رابطه برقرار کنین و روابطی با ارزش و دراز مدت بسازین، باید با اونا به صورت آنلاین در رابطه باشین.

دلار

اما انجام این کار سخته. رقابت بسیار شدیده و انتظارات مصرف کنندگان زیاد شده . توانایی شما در برآورده سازی این نیازای در حال رشد در این سفر، چیزیه که توانایی شما واسه رقابت رو تعیین می کنه.

به کار گیری ترندهای اساسی و فناوریای جدید شما رو یه قدم جلو میندازه. اما درک  اینکه این ترندها چیجوری با همدیگه همکاری کرده و همدیگه رو تکمیل می کنن، فرق بسیار چشم گیری بوجود میاره . واسه همینه که ما مهمترین ترندای بازاریابی دیجیتال رو واسه سال ۲۰۱۹ و بالاتر تو یه نمای کلی جمع آوری کردیم. این درک و شناختا به شما در بهینه سازی روش هدف دار تون کمک می کنه در این صورت می تونین تا حد زیادی تاثیر تلاشای بازاریابی خود رو زیاد کنین، با ویرلن همراه باشین:

  1. اول بازاریابی موبایل

اولین بار در سال ۲۰۱۶، اندازه به کار گیری اینترنت موبایل از اینترنت دسکتاپ، در سطح جهانی پیشی گرفت. الان، با بیشتر از ۳٫۷ میلیارد کاربر فعال در سراسر جهان، دستگاه های موبایل ۵۲ درصد از کل ترافیک اینترنت رو از اون خود کردن. اما در حالی که ترافیک استفاده شده از راه موبایل نسبت به  سال گذشته ۴ درصد و تعداد کاربران گوشی موبایل ۲۱۸ میلیون نفر، زیاد شده ، ترافیک دسکتاپ و تبلت به ترتیب به اندازه ۳ درصد و ۱۳ درصد کاهش پیدا کردن.

از اوایل سال ۲۰۱۸، گوگل تصمیم mobile-first indexing خود رو اجرایی کرد. همونجوری که اونا قبلاً نسخه های دسکتاپ وب سایتا رو ایندکس می کردن، حالا این غول جستجو بیشتر نسخه های موبایل رو ایندکس می کنه. این یعنی محتوایی که واسه موبایل بهینه سازی و شده باشه در موتورهای جستجو از محتوایی که واسه واسه دسکتاپ بهینه سازی شده باشه، بهتر عمل می کنه، که باعث می شه “اول بازاریابی موبایل” از ضرورت بیشتری بهره مند شه.

تبلیغات شخصی سازی شده موبایل”، “پیامای موبایلی چند کاناله” و “محتویات (mobile-first) “یکی از اجزای اصلی در این مورد هستن.

  1. تبلیغات اینترنتی هوشمندانه تر

تعجبی نداره که مصرف کنندگان از بمباران تبلیغات غیر در رابطه لذت نمی برن. و به لطف ظهور adblockers واسه مرورگرهای گوشی موبایل و دسکتاپ، دیگه مجبور به مشاهده بنریای تبلیغاتی نیستن. هر سال، کاربران اینترنتی بیشتری بلاک کننده های آگهی رو فعال می کنن. در سال ۲۰۱۶ تعداد دستگاه هایی که مجهز به adblockers بودن به ۶۰۰ میلیون زیاد شد. ۶۲ درصد از اونا موبایل بودن.

تبلیغات صوتی خودکار و غیرقابل رد کردن، به طور خاصی مورد انتقاد قرار می گیرن، طوری که ۵۱ درصد از کاربران فکر می کنن که نظرشون در مورد برند هایی هستن که از این روش ها استفاده می کنن، خوب نیس.

پاپ آپ ها و تبلیغات مزاحم دیگه از بازی خارج شدن. امروزه هوشمند تر و در رابطه تر که تجربیات آنلاین کاربران نسبت به رو منفی نمی کنن، وارد بازی شدن.

در حالی که بعضی از بازیکنان مهم مانند فیسبوک، فناوری خاصی  رو واسه دور زدن adblocking اجرا کردن، بقیه راه و روش ساده تری رو پیش گرفتن، تبلیغات به شکل محتوای ویدئویی. انتظار میره تکنیکهای ساده که با ترجیحات مصرف کننده رابطه بیشتری برقرار می کنن، در سالهای آینده بیشتر مورد استفاده قرار گیرند؛

تکنیکایی مثل” AI-driven product placement” که به برنده ها اجازه میده، تبلیغاتی متفاوت واسه هر شخص براساس پس زمینه ذهنی کاربر نمایش بدن، می تونن در سالهای آینده مورد استفاده قرار گیرند.

  1. اینفلوئنسر مارکتینگ

     

و دیجیتال با تغییری اساسی روبرو شدن. الان تعداد متولدین دهه ۲۰۰۰ میلادی حدود ۹۲ میلیون نفر در آمریکا تخمین زده شده که بزرگترین نسل در تاریخ ملی رو از اونِ خود کردن.  در سطح جهانی ، این تعداد به ۲ میلیارد نفر می رسه. (مانند دهه شصت و هفتاد در ایران). با در نظر گرفتن اینکه در سال ۲۰۱۷ این افراد تنها ۲۰۰ میلیارد دلار در آمریکا خرج کردن و این موضوع که درآمد سالیانه اونا تا سال ۲۰۳۰ به طور تقریبی به ۴ تریلیون دلار می رسه، تعجبی نداره که در سراسر جهان نسل اونا به عنوان مهم ترین گروه واسه رشد مصرف مشتریان در نظر گرفته شده.

اما برند ها باید یاد بگیرن که چیجوری با مخاطبان جوانتر رابطه برقرار کنن. اما باید در همین زمینه این موضوع رو درنظر داشت که دهه ۲۰۰۰ میلادیا یا به زمان خودمون دهه هفتادی هشتادیا، حرفه ایای دیجیتال هستن. (مانند دهه شصت و هفتاد در ایران)

۸۰ درصد اونا همیشه یه گوشی هوشمند همراه خود دارن. در مقایسه با نسلای قدیمی تر، اونا زمان بیشتری رو در اینترنت می گذرونن و بسیار بیشتر از نسل قبل خود، واسه پیدا کردن اطلاعاتی که به دنبالش هستن، از اپلیکیشن ها و پلتفرم های جور واجور استفاده می کنن.

اینجاس که  وارد بازی می شه. دهه شصت و هفتادیا به دنبال دلایل اجتماعی هستن. ۴۶ درصد از اونا واسه خرید آنلاین از رسانه ها و شبکه های اجتماعی کمک می گیرن. مهمترین پلتفرم اینفلوئنسرها در سال ۲۰۱۸، Instagram بوده (۹۹ درصد)، بعد فیسبوک و Snapchat در جایگاه دوم و سوم به ترتیب.

و اینجا، تعامل(engagement) است که تبدیل(conversion) بوجود میاره. این نسل استوریای طبیعی و باورکردنی یه برند رو نسبت به اونایی که اجباری هستن بهتر می دونه. اونا پیشنهاداتی که از طرف افراد مشهور یا سلبریتی تایید شن، رو دنبال می کنن.

  1. تعاملات لحظه ای

تعاملات ما با فناوری در طول سالیان گذشته به طور زیادی تغییر کرده. گوشیای هوشمند، به مشتریان، دسترسی شبانه روزی به تجربیات آنلاین و غنی رو ارائه دادن. به صورت میانگین نسل نامبرده تلفنای همراه خود رو ۱۵۰ بار در روز بررسی می کنن. این روند یعنی “تعاملاتی کوتاه مدت و سریع”، نتیجه های زیادی واسه آینده دیجیتال مارکتینگ داره.

این micro-moments که به وسیله گوگل به عنوان یه پیشرفت جدید در رفتار مصرف کننده شناسایی شده، برند رو طوری به رقابت میکشه تا پیامای بازاریابی خود رو به مخاطبان مورد نظر خود تو یه دوره وقتی بسیار کوتاه ارائه کنن.

گوگل چهار نیاز جداگونه رو تشخیص داده:

  • لحظه من می خوام بشناسم. ، که نیاز فرد اطلاعاته نه قصد خرید.

  • لحظه های دوست دارم حضوراً برم، که در اون مصرف کنندگان به دنبال کار و کاسبیای خاص یا اجناس نزدیک به خود هستن.

  • لحظاتی که من می خوام انجام دهم، جایی که کاربران واسه به تکمیل وظایفی یا حل چالشهای جدیدی نیاز به کمک دارن.

  • لحظات می خوام بخرم، که در اون مصرف کنندگان آماده خرید هستن و نیاز به کمک دارن.

این لحظات کوتاه که هدف خاصی رو دنبال می کنن، فرصت منحصر به فردی در ایجاد رابطه با مصرف کنندگان واسه کار و کاسبی شما جفت و جور می کنه و به شما کمک می کنه تا اونا رو نسبت به ارزش افزوده کردی که شما ایجاد می کنین، خبر دار کنین.

  1. بازاریابی چند کاناله

ما قبلا به این موضوع که omnichannel یا چند کاناله، آینده تجارت دیجیتال است بحث کردیم، که چه تکنولوژی هایی باید واسه این روند آماده شن. ۸۱ درصد از مصرف کنندگان تایید کردن که وقتی که شرکتا راه همکاری رو آسون تر نمی کنن، نا امید می شن.

مصرف کنندگان مدرن میخوان تجارب بدون مرز داشته باشن و ۸۷ درصد فکر می کنن برندا باید تلاش بیشتری واسه ایجاد اینجور تجاربی بکنن. اونا بین کانالای جور واجور آزادانه حرکت می کنن و به طور خیلی از کسب و کارا توقع دارن که با اونا همراهی کنن. ۹۰ درصد از مصرف کنندگان، تعاملات همه جانبه در تموم کانالها رو انتظار دراند و ۴۵ درصد از اونا توقع دارن اجناسی که در فروشگاه حضوری به فروش می رسه به طور کامل روی پلتفرمای آنلاین هم بروزرسانی و به روز شن. ۷۱ درصد از مصرف کنندگان توقع دارن که بتونن اطلاعاتی دقیق در مورد موجودی مواد فروشگاه رو آنلاین ببینن.

ارائه اینجور سطح تعاملی بخشی از رقابت در قرن ۲۱ امه. در هر مرحله سفر یه برند، مشتریان شما باید احساس کنن که راهی خاص خودشون و منحصر به فرد رو طی می کنن.

۶- تعهد به محتوا

ربط داشتن هیچوقت کهنه نمی شه. هیچوقت ارزش خود رو از دست نمی ده. و در جنگ همیشگی واسه جلب توجه آنلاین هر روز اهمیت بیشتری پیدا می کنه. ۷۲ درصد از بازاریابان گزارش دادن که در رابطه، تنها تاکتیک موثر واسه بهینه سازی موتورهای جستجو است. علاوه بر این، مصرف کنندگان هم موافقن. تعداد کلمات واسه محتوای رتبه بالا در سالای گذشته زیاد شده، هم واسه کاربران دسکتاپ و هم کاربران گوشی موبایل. از طرفی موتورهای جستجو هم هر روز پیشرفته تر می شن، اونا می تونن تعیین کنن که کدوم محتوا در رابطه تر به نیاز کاربر خاص در اون زمونه. مثلا، گوگل حالا از یه سری الگوریتم متفاوت واسه هر جستجو استفاده می کنه که خاص بودن و ربط داشتن یافته ها واسه کاربر رو زیاد می کنه.

شرکتا باید روشای هدف دار محتوائی چند پلتفرمی قدرتمندی بسازن که نسبت به بقیه متفاوت و خاص باشه، تا رابطه منظم  و پایداری با مخاطبان آنلاین بسازن.

۷- ویدیو، ویدیو و ویدیو

ویدیو شایدً خود رو به عنوان ترن تعیین کننده ای در بازاریابی دیجیتال واسه سالای آینده ثابت کرده. دلایل زیادی هست که مصرف کنندگان عکس العمل بیشتری به ویدیو نسبت به بقیه شکلای جور واجور محتوا نشون میدن.

روشنه که اگه می خواین با مصرف کنندگان رابطه برقرار کنین، باید ویدیو رو در خود شامل کنین. محتوای ویدئویی به شما این امکان رو میده داستانای منحصر به فرد جذابی نشون بدین، اما شما بازم باید خلاق باشین تا موفق شید.

وقتی که واسه روش هدف دار بازاریابی ویدئویی خود اراده کردن کردین، باید یادتون باشه که فیسبوک، اینستاگرام، توییتر و اسنپ چت همه شروع به اولویت بندی محتوای ویدئویی در الگوریتمای خود کردن. اونا، از فرمتای جور واجور، فرمتای زنده تا فیلمای ۳۶۰ درجه، پشتیبانی می کنن. بهینه سازی به کار گیری این تنوع در روشی بهینه شده واسه موبایل ، به شما این امکان رو میده تا با مخاطبین خود در جایگاه های جور واجور درزمان سفر مشتری شون رابطه برقرار کنین.

اراده کردن

  1. داستان گویی برند (Brand storytelling)

همه یه داستان خوب رو دوست دارن این یه حقیقت قابل درکه، از زمان بسیار قدیم ما از داستانهایی استفاده کردیم که احساسات قدرتمندی رو فرا می خونن، ارتباطات انسانی ایجاد می کنن و یه حس اجتماعی ایجاد می کنن. تاثیر اونا و قدرت ماندگاریشان واقعا، افسانه ای بوده. و حالا شما فرصتی دارین تا این قدرت رو با امکانات ناتموم انقلاب دیجیتال ترکیب کنین.

مصرف کنندگان پذیرای داستانای راضی کننده هستن.

در واقع، ۹۲ درصد از اونا از برند ها میخوان آگهی های خود رو به شکل داستان بگن. ۶۸ درصد بهتر می دونن محتوا آموزشی و آموزنده باشه، در حالی که ۱۷ درصد بهتر می دونن داستانا بیشتر از هر چیز سرگرم کننده باشن. اما صرفنظر از زاویه دید شما، اثر این روش خیره کننده میشه: داستانها حدود ۲۲ بار به یاد موندنی تر از واقعیتای رو هستن.

دونستن داستان پشتِ یه محصول یا خدمت، ارزش دریافت شده به وسیله کاربر رو زیاد می کنه – در بعضی موارد تا ۶۴ درصد!

بازم، هیچ کدوم از این موارد به طور خاص جدید نیستن. روند داستان سرایی در دیجیتال مارکتینگ چیزی نیس که برندا یکدفعه  متوجه اش شده باشن. برندا در حال یادگیری چگونگی به کار گیری داستانا به روشای جدید هستن.

کورکورانه روی calls to action تمرکز نکنین. عوضش، واسه ایجاد شفافیت واسه مخاطبان هدف خود از داستانا استفاده کنین.

  1. تنوع درگیر کننده

این روند در بازاریابی دیجیتال هم در حال رشده. تغییری تدریجیه، اما معنی دار. ولی پذیرش اون به کار و کاسبی شما کمک می کنه تا روابط پایداری رو با مخاطبان جدید به ارمغان بیارین. مثلا بعضی از آمار ساده نشون داده که: زنان ۴۹٫۶ درصد از جمعیت جهان رو تشکیل میدن، در عین حال زنان فقط در ۳۷ درصد از آگهیا هستن. مطمئنا میشه گفت که ارائه و شناخت بهتر، تاثیر مثبتی بر ارزش درک شده و رابطه آگهیای مورد نظر داره. تنوع فرصتی رو به رشد واسه کار و کاسبی شما جفت و جور می کنه؛ واسه شروع کار زیادی نباید انجام داد.

  • یه راه و روش گسترده نسبت به استعدادها داشته باشین و تیمای جور واجور بازاریابی رو به طور پیش فرض براساس تنوع تشکیل بدین.

  • به خارج از سازمان خود نگاه کنین تا درک و شناختای جدیدی واسه بازاریابی گسترده کشف کنین.

  • تصاویرِ جور واجور رو انتخاب کرده و نمایشی متعادل(balanced) رو تو ذهن داشته باشین.

  • روی copywriting گسترده تمرکز کنین تا پیام تون بیشتر بین مخاطبان پخش شه.

  1. حفاظت از حریم شخصی

از وقتی که مصرف کنندگان بازم به غنی سازی زندگی دیجیتال خود ادامه میدن، اونا ارزش بیشتری رو هم واسه حفظ حریم شخصی خود قرار میدن. رسواییای امنیتی بسیاری در پرونده های گذشته وجود داشته، که اطلاعات شخصی ۱۴۵ میلیون آمریکایی، بریتانیاییا و کاناداییا رو به خطر انداخته، به گفته کمبریج Analytica داده ها از ۵۰ میلیون پروفایل فیسبوک بدون مجوز ورداشته شده بود. این موضوع و بقیه موارد این چنینی، اهمیت حریم خصوصی آنلاین رو در آگاهی عمومی زیاد کرده و باعث بحثایی جدی در مورد روش هدف دار دیجیتال مارکتینگ موجود شده.

اعتماد یه انگیزاننده مهم واسه مصرف کنندگان آینده میشه و اونا کار و کاسبی شما رو زیر نظر دارن. کسائی که از نوآوری واسه کسب اعتماد استفاده می کنن و واسه حفظ حریم خصوصی طرحی دارن ، جایزه می گیرن، در حالی که کسب و کارایی که از اعتماد مصرف کنندگان سوء استفاده می کنن، تماشاگر افول سریع فرصتای خود هستن!

  1. به سمت رسانه های اجتماعی برید.

جنگندهای رسانه های اجتماعی در حال مقابله واسه گرفتن دل و ذهن مصرف کنندگان هستن. فیسبوک با بیشتر از ۲٫۱ میلیارد کاربر در سال ۲۰۱۸ نسبت به بقیه در اعداد و ارقام جلوتره. در همین دوره، اینستاگرام ۳۰ درصد رشد کرده  و از ۶۰۰ میلیون کاربر تا ۸۰۰ میلیون کاربر رسید. در همین حال، ۱۵۴ میلیون کاربر رو به رتبه خود اضافه کرد که به ۱۴۵ درصد رشد بیشتر رسید.

واسه پلتفرمایای دیگه، این رشد جوری چشم گیر نبوده. با ۳۳۰ میلیون کاربر، توییتر تنها طی سال گذشته تونست ۴ درصد رشد کنه. اسنپچت هم بازم در این میدون حضور داره. این آمار نشون میده که جلب توجهات به سمت رسانه های اجتماعیه. Snapchat انقلاب رو با ویژگی “داستان من” درست کرد ، اما Instagram، فیسبوک، WhatsApp و YouTube طولی نکشید که اونو دنبال کردن. در نوامبر  ۲۰۱۷ داستانای اینستاگرام  ۳۰۰ میلیون کاربر فعال داشت. بیشتر از کل پایگاه کاربران Snapchat.

جدا از نوع پلتفرم، روشنه که مخاطبان آنلاین به داستانای رسانه های اجتماعی جواب مثبت میدن.

برنامه های پیام رسان اجتماعی هم در حال پیشرفت هستن. در سال ۲۰۱۷ ، ۱٫۵ میلیارد کاربر فعال WhatsApp هر روز ۶۰ میلیارد پیام فرستادن. فیسبوک مسنجر با نزدیک به ۱٫۳ میلیارد کاربر فعال در جایگاه دوم بود.

وقتی که اپای پیام رسان همه گیر شدن، مصرف کنندگان توقع دارن برندای مورد علاقه شون هم با اونا همراهی کنن.

به انتخاب کاربران، ۴۹٫۴ درصد اونا بیشتر از برنامه های پیام رسانی اجتماعی واسه ایجاد رابطه با کار و کاسبی استفاده می کنن تا اینکه از راه تلفن صحبت کنن.

  1. هوش مصنوعی

هوش مصنوعی تقریبا در همه صنایع موجی ایجاد کرده و انقلاب هوش مصنوعی یا AI هیچ خبری از توقف نشون نمی ده. طبق تحقیقات ، ۸۱ درصد از مدیران با این موضوع موافق هستن که تا دو سال آینده AI در سازمانها در کنار آدما کار می کنه. کسب و کارا فهمیدن که هوش مصنوعی می تونه سودآوری رو در راه های جدید به همراه داشته باشه، در نتیجه، علاقه به هوش مصنوعی در حال زیاد شدنه.

AI در پردازش مجموعه بزرگ داده ها و اداره وظایف تکراری از آدما بهتره. یادگیری ماشین (Machine learning) می تونه پیش بینی کنه که مشتریان چی میخوان و براساس منافع اونا به صورت آنی پیشنهاداتی ارائه بدن. این تکنولوژی می تونه آزمایشات A / B رو در اندازه بزرگی بکنه، کمپینای تبلیغاتی پرداختی رو بهینه کنه تا سودآوری بالاتری رو با دست کم دخالت انسانی به همراه داشته باشه و باعث رابطه کاربری بهتری شه. این فناوری کلا باعث کاهش سنگینی بار شناخت و درک در استعداد بازاریابی شما می شه که منتهی به آزادسازی ذهن واسه تفکر خلاقانه تر و استراتژیکی می شه.

  1. جستجوی صوتی

ترندهای کمی طی چند سال آینده به اندازه جستجوی صوتی چهره دیجیتال مارکتینگ رو تغییر میدن. برآورد شده که تا سال ۲۰۲۰، ۵۰ درصد از همه جستجوها، جستجوهای صوتی میشه. در واقع، انتظار میره که ۳۰ درصد از تموم جستجوها بدون به کار گیری صفحه نمایش صورت گیرند. این تا حدودی به دلیل افزایش محبوبیت اسپیکرهای هوشمنده. فقط در آمریکا ۴۷٫۳ میلیون نفر از بزرگسالان در سال ۲۰۱۸ به یکی از این دستگاه ها دسترسی داشتن. انتظار میره که این مالکیت تا سال ۲۰۲۲، در میان خونواده ها به ۵۵ درصد برسه.

در همین زمینه، تکامل مشترک هوش مصنوعی، پردازش طبیعی زبانا ، مثل سازی صدا و سرویسای جدید نسل آینده راهی رو واسه کمک رسانی دیجیتال که تقریبا تموم بشر اونو احساس کردن، پیموده س. اونا الان به ما واسه بازیابی اطلاعات و خرید اجناس و خدمات آنلاین کمک می کنن.

همونطور که دستیارهای دیجیتال هر روز این ترفندهای جدید رو بیشتر یاد می گیرن، جستجوی صوتی به یه جنبه اصلی تجربیات کاربر آنلاین تبدیل می شه. خیلی از مشتریان آینده شما مستقیما به سایت شما نخوان رفت. عوضش، از دستگاه های معتبر صوتی خود واسه انجام این کار درخواست می کنن. این موضوع چالشای جدیدی رو واسه بازاریابان بوجود میاره، که باید یاد بگیرن که به طور موثری با این دستگاه ها رابطه برقرار کنن.

اسنیپت های پیشرفته و مجهز به نظر می رسه یه مکان عالی واسه شروع باشه، همونجوری که اونا الان واسه اکثریت یافته های جستجوی صوتی آماده هستن. اما با وجود خیلی از تحولات جدید در همین زمینه، روش هدف دار بازاریابی شما باید هدفی کامل واسه جستجوی صوتی داشته باشه، البته اگه بخواین در بخشی از رقابت حضور داشته باشین.

  1. جستجوی چشمی

یه تصویر از هزار کلمه بیشتر حرف می زنه، پس عقل حکم می کنه که از تصاویر واسه پیدا کردن اون چیزی که به دنبالش هستیم، استفاده کنیم. الان، جستجوی چشمی حتما یه معنی جدید نیس.

در مقاله سئو با بهینه سازی تصاویر، گفتیم که گوگل سالهاست که توانایی جستجوی برعکس تصاویر رو رائه کرده. اما تغییر نگاه مصرف کنندگان و چگونگی نزدیک شدن موتورهای جستجوگر و پلتفرمای اجتماعی به جستجوی تصویری، این ترن رو مهم می کنه، مخصوصا در تجارت الکترونیک.

با آمار ۶۹ درصدی از مصرف کنندگان آنلاین جوون که الان دوست دارن خریدشون رو براساس جستجوهای چشمی بکنن، کار و کاسبی شما فرصتهای زیادی واسه یادگیری و کسب سود از این انقلاب چشمی داره.

  1. Chatbots

البته، به کار گیری chatbots در سالیان گذشته افزایش چشم گیری در بازاریابی دیجیتال داشته.در سال ۲۰۱۶: با یه طراحی و اجرای مناسب، مشاوران دیجیتال قادر به رسیدگی رضایتمندانه ۸۰ درصد جلسات گفتگو یا چتا بودن. اما ظهور قابلیتای جدید، Chatbots رو تبدیل به جزیی لازم در هر روش هدف دار بازاریابی دیجیتال آینده کرده.

Chatbots قادر میشه تا وظایف پیچیده رو بدون دخالت انسانی بکنن. مصرف کنندگان پاسخای سریعتری رو نسبت به قبل دریافت می کنن و زمان حل مسایل اونا هم کاهش و وفاداری و رضایت از برند افزایش پیدا می کنه. در همین حال، هزینه خدمات مشتری هم کاهش پیدا می کنه.

انتظار میره در سال ۲۰۲۲، چت باتا ۸ میلیارد دلار در سال فقط در بخشای بانکی و مراقبتای بهداشتی صرفه جویی بسازن.

  1. شخصی سازی و اَبَردادها

روزای بازاریابی انبوه دیگه تموم شدن! مخاطبان مدرن تماس شخصی بیشتری رو توقع دارن.

تحقیقات نشون میده که ۹۱ درصد از مصرف کنندگان برندایی رو بهتر می دونن که مشتری رو به یاد میارن، می شناسن و براساس نیازها و چیزای مورد علاقه شخصی فرد پیشنهادایی رو ارائه میدن که مربوط به اونا هستش.

شاید سورپرایزکننده نباشه، بازاریابان هم موافقن: ۹۸ درصد فکر می کنن که شخصی سازی تاثیر مثبتی بر ایجاد و حفظ روابط قوی با مشتریان داره. ۵۶ درصد فکر می کنن که این اثر مهمه. و مهمتر از همه، ۸۸ درصد فکر می کنن که مصرف کنندگانِ امروز انتظار یه تجربه شخصی رو دارن.

مصرف کنندگان نمی خوان به طور شانسی و اتفاقی مورد هدف قرار بگیرن. اونا از برندای مورد علاقه خود انتظار طراحی تجربیات دیجیتالی رو دارن که اجازه میده سفر خریدشون رو براساس شرایط خود بکنن.” تعامل” یه خیابون دو طرفه س و کسب و کارایی که این گفتگو رو شروع می کنن، آینده ای روشن رو پیش رو دارن.

  1. اتوماسیون بازاریابی

وارد اتوماسیون بازاریابی شید. این روند کلاً در مورد دقیق تر کار کردنه، نه سخت تر. هیچ منطقی در هدر دادن ساعتای مهم انسانی در چیزی که می تونه خیلی راحت به وسیله ماشینایی که هیچوقت خسته نمی شن و هیچ وقت از ضرب العجلا عبور نمی کنن، وجود نداره. یافته ها به طور کامل راضی کننده س: ۶۴ درصد از کسب و کارایی که اتوماسیون بازاریابی رو پیاده کردن نتایجش رو درزمان شش ماه اول دیدن. ۸۰ درصد از کاربران سیستم اتوماسیون بازاریابی تماشاگر افرایش لیدهای(سرنخ) تولید شده بودن و در رابطه نزدیک با اون، ۷۷ درصد افزایش تعداد تبدیل رو ثبت کردن.

برنامه نویسی شده، ثابت کرده که مخصوصا در این مورد خوبه. به  طوری که به بازاریابان اجازه میده روند خرید تبلیغ رو خودکار کنن، علاوه بر این به هدف گیری مخاطبان خاص کمک می کنه در حالی که به طور همزمان هزینه های رسیدن به مشتری رو کم می کنه.

  1. واقعیت مجازی و اضافه

اگه شما مجبور بودین در انقلاب دیجیتال یه طرف رو انتخاب کنین، پول هوشمند بیشتر روی محتوای چشمی صرف می شد. موفقیت فوق العاده تصاویر و ویدئوها هم کسب و کارا و هم مصرف کنندگان رو گرسنه تر کرده. چراکه، ما موجوداتی چشمی هستیم و مشتاقیم با دنیای دیجیتال به روشی رابطه برقرار کنیم که بیشتر به تعاملات واقعی در زندگی مون نزدیک باشه.

AR و VR به ما کمک می کنن که این کار رو انجام بدیم، با ایجاد یه واقعیت گسترده تر رو بوجود میاره که راه رو واسه عکاسان دیجیتال جدید باز کرده. واقعیت اضافه، دنیای واقعی رو با تجربه های دیجیتالی از راه تلفنای هوشمند، تبلتا و دستگاه های دیگه ترکیب کرده، که به کاربران اجازه میده به طور هم زمان با هر دو قلمرو (واقعی و مجازی) رابطه برقرار کنن. واقعیت مجازی، از طرف دیگه، از سخت افزار اختصاصی مانند هدست واسه انتقال کاربران به یه محیط به طور کامل مجازی استفاده می کنه. در اونجا، اونا می تونن کارایی رو تجربه کنن که در دنیای فیزیکی نشدنی میشه.

در عین حال، خرده فروشان فرصتای جدیدی رو خلق می کنن. IKEA ، برنامه ای رو معرفی کرده که به مشتریان اجازه میده قبل از خرید، مبلمان مورد نظر خود رو داخل خونهای خود ببینن. Gap یه برنامه AR به نام “اتاق پُرو” رو با همکاری گوگل پیشرفت داده و خریداران رو قادر می سازه تا بدون نیاز به بازدید از فروشگاه، لباس خود رو امتحان کنن.

  1. مدیریت رشد

به کار گیری یه روش ساده تر، موثرتر و مفیدتر واسه دیجیتال مارکتینگ، فقط واسه تازه کارا یا تکنسینای حرفه ای تکنولوژی نیس. مدیریت رشد (Growth hacking) به سرعت تبدیل به نقطه عطفی واسه شرکتا در هر اندازه ای شده. واقعیتی که سازمانای بسیاری در حال ایجاد و انتصاب مدیران رشد واسه سرپرستی اونا در آینده هستن، نشون میده که مدیریت رشد، یه هوس زودگذر نیس.

اما شما باید این فناوریای پیشرفته و بهترین رویکردها رو به طور موثری پیاده کنین. این بدون معناست که کار و کاسبی شما باید یه تصور آزمایشی رو قبول کنه. شما باید در محیطایی که به طور در حال افزایش پویاتر می شن، راحت باشین، و شرکایی پیدا کنین که با شما همراه شن.

در بخش اول «»، به ۵ روش هدف دار اول اشاره کردیم. ۶ روش هدف دار دیگه رو در بخونین. با Modir TV همراه باشین:

۶) فوت وفن ۱۰۰ تماس

اگه از روبرو شدن با مخاطبان و مشتریان هول و هراس دارین، تلاش کنین تو یه روز یا یه مدت مشخص، به ۱۰۰ مشتری احتمالی رابطه برقرار کنین و تلاش کنین تا کالایتان رو به اونا بفروشین. نتیجه هیچ اهمیتی نداره؛ شما فقط واسه این که ترستون بریزه، باید با ۱۰۰ نفر صحبت کنین و به اصطلاح، خودتون رو Present کنین.

۷) قیمت محصول و خدمات تون رو متعادل کنین

با تحقیقات بازار، از قیمت گذاری رقیبان خود خبردار شین و قیمت گذاری خود رو هوشمندانه انجام بدین. اگه قیمت شما بیشتر از رقیبتانه:

  • باید خدمات تحویل و پس از بهتری نسبت به اون داشته باشین.
  • یا این که کالای شما در برابر رقیبتان، برتر و باکیفیت تر به نظر برسه (و باشه!)

۸) برد – برد صحبت کنین!

مکالمات موفق معمولا مکالماتی هستن که به نفع هر دو طرف صحبت باشن. مکالماتی که منافع مشترک هر دو طرف رو دربر میگیره و اصطلاحا به اون «برد-برد» میگن. در این نوع گفتگوا:

  • با سوالاتی مناسب، نیازای طرف مقابل رو درمیابید.
  • صبور هستین.
  • اطلاعاتی کامل دارین و واسه سوالات و رفع نگرانیای طرف مقابل آماده اید.

۹) بر ایجاد مشتریان دائمی تمرکز کنین

این طور نباشه که تموم فکر و ذهن تون این باشه که کالا یا خدمات رو بفروشین و… فرار!
پس از انجام خرید هم با مشتری ارتباطی قوی و محکم برقرار کنین تا خریدهای بعدی اونم از شرکت شما باشه.

۱۰) به مشتریان بالقوه خود، پیشنهادات باور نکردنی بدین

بنای تخفیف مقطعی، «۵ تا بخر، ۶ تا ببر»، اشانتیون و… می تونه واسه مشتریائی که تو یه قدمی خرید هستن بسیار به درد بخور باشه. از اونا استفاده کنین.

۱۱) مخاطب رو وارد حلقه اعتماد خود کنین

بعضی وقتا (فقط بعضی وقتا!) به مشتریان خود بدون هیچ دلیلی و بدون این که اونا خود پیگیر خواسته هاشون باشن، زنگ بزنین و از نگرانی هاشون (نگرانیای کاری البته!) سوال کنین. بذارین در نظرشون فرد مورد اعتماد و صادقی شید. با اینکار اونا به شما اعتماد خواهند و با خوشحالی و رضایت خاطر، از شما خرید می کنن.

تبلیغات کلیکی گوگل یا تبلیغات پرداخت به ازای هر کلیک گوگل Google AdWords چیه؟

و تبلیغات در موتورهای جستجوگر یکی از محبوب ترین روشای تبلیغات پرداخت واسه کلیک یا همون PPC هستش.

این وسیله بازاریابی اینترنتی به شما امکان قرار دادن تبلیغات در یافته های جستجوی گوگل واسه بیشتر دیده شدن و کلیک خوردن لینک هاتون رو میده. مثلا شما واسه کلید واژه مورد نظر ، هزینه می پردازید، در این حالت موتورهای جستجوگر موظف به نمایش لینک شما (نه حتما در جزو اولین یافته های) در جستجوهایی که شامل این کلید واژه می شن، هستن. با ویرلن همراه باشین ؛

درواقع در تبلیغات کلیکی گوگل هر وقتی که شما کلیک بخوره، یا بازدید کننده ای به وبسایتتان مراجعه کنه، باید به این موتورهای جستجوگر هزینه ای بپردازید. اگه PPC شما به درستی بکنه، این هزینه ناچیز میشه. چون همونطور که می تونین تصور کنین این بازدید کاربر، ارزش بیشتری نسبت به هزینه پرداختی واسه کلیک اونو داره. به بیان دیگه اگه شما واسه هر کلیک ۳ دلار بپردازید، و بازدید اون کاربر منتهی به خرید ۳۰۰ دلاری اون از وبسایتتان بشه، در این حالت شما سود زیادی رو بدست آوردین.

دلار

واسه راه اندازی کمپین موفق تبلیغات در گوگل موارد بسیاری رو باید در نظر بگیرین:

  • انتخاب کلمات کلیدی مناسب

  • سازماندهی این کلمات کلیدی در کمپینای تبلیغاتی

  • آماده سازی PPC واسه صفحه فرود یا همون Landing Page

  • سازماندهی لندینگ پیج مناسب واسه اندازه تبدیلای بهینه

جالبه بدونین که موتور جستجوگر گوگل بعضی از استانداردای سئو رو در بخش خود هم برقرار کرده و اگه شما یه سئو کار با تجربه باشین در بخش تبلیغات گوگل هم موفق تر هستین . چون گوگل از بازاریابانی که کمپینای PPC در رابطه و هدفدار تولید می کنن، هزینه کمتری واسه هر کلیک تبلیغاتی دریافت می کنن. اگه تبلیغات و لندینگ پیج شما واسه کاربران به درد بخور باشه، گوگل واسه هر کلیک، هزینه کمتری دریافت کرده، که این واسه سوددهی بیشتر تجارت شما خیلی مهمه. به طور خلاصه، اگه به فکر به کار گیری تبلیغات گوگل هستین، اول روش درست اجرای اونو بیاموزید.

تبلیغات در گوگل ادوردز Google AdWords چیه؟

گوگل ادوردز مطمئنا محبوبترین سیستم PPC در دنیا هستش. وسیله AdWords به صاحبان کار و کاسبی امکان تولید تبلیغاتی که در یافته های جستجوهای گوگل (و دیگه پلتفرمای وابسته به اون) نمایان می شن رو، میده.

AdWords طبق سیستم “پرداخت واسه هر کلیک” عمل می کنه. بدین صورت که کاربران، که اینجا همون بازاریابان هستن، واسه کلیک بر کلمات کلیدی مشخص، هزینه ای می پردازن. هر زمان که جستجویی صورت میگیره، گوگل به دنبال کلمات کلیدی به اصطلاح اسپانسر شده به وسیله بازاریابان میشه، تا “بهترین نتیجه” رو در صفجه اول به نمایش بزاره. “بهترین نتیجه” براساس فاکتورهای متفاوتی تعیین می شه. فاکتورهایی چون کیفیت و ربط داشتن کلمات کلیدی و کمپینای تبلیغاتی، و البته اندازه مبلغ پرداختی واسه هر کدوم از این کلمات.

اگه بخوایم به صورت تخصصی تر به این موضوع بپردازیم، باید اول با معنی CPC هم آشنا شیم.

CPC یا Cost-Per-Click به هزینه دقیقی که واسه هر کلیک می پردازید، می گن.

نکته مهم اینجا، نقش رقیبان شما در هزینه پرداختی واسه هر کلیک هستش. در واقع گوگل ادوردز با در نظر گرفتن بالاترین پیشنهادات واسه هر کلیک، هزینه پایانی رو تعیین می کنه. میشه این سیستم رو مزایده هم نامید.

انتخاب سایت شما به وسیله موتورهای جستجوگر،واسه نمایش در صفحه اول یافته های، به ۲ عامل اصلی بستگی داره:

  • رنک تبلیغات بازاریاب یا همون Advertiser’s Ad Rank

  • امتیاز کیفی

Advertiser’s Ad Rank براساس CPC یا همون هزینه پرداختی واسه هر کلیک که قبل تر به توضیح اون پرداختیم، و البته امتیاز کیفی شما،  تعیین می شه.

این سیستم با در نظر گرفتن بودجه بازاریابان، اجازه دسترسی به مشتریان احتمالی رو میده.

سازماندهی یه کمپین تبلیغاتی پرداخت واسه هر کلیک به دلایل بسیاری، واسه پیشرفت تجارت شما ارزشمنده. یکی از این دلایل، موتور جستجوگر محبوب گوگل هستش که ترافیک بزرگی رو همیشه ایجاد کرده و باعث نمایش و کلیک خوردن تبلیغات شما هستش. اینجا کلمه نمایش از Impression  میاد. نمایش اینجا به معنی فقط دیده شدن تبلیغ شما هستش و با کلیک خوردن یه تبلیغ فرق داره. اندازه نمایان شدن تبلیغات پرداختی براساس کلیک شما، بستگی به داره. با این حال فاکتورهای دیگری هم در این موثر هستن. ما اینجا به چند عامل مهم واسه موفقیت کمپین تبلیغاتی PPC می پردازیم:

  • ربط کلمات کلیدی یا Keyword Relevance

تولید لیست کلمات کلیدی واسه تبلیغات PPC ، گروه های مشخص از کلمات کلیدی و متن مناسب تبلیغاتی.

اینجا باید به این نکته اشاره کنیم که، تحقیق واسه کلمات کلیدی PPC میتونه بسیار زمان بر باشه. با این حال کل کمپین تبلیغاتی پرداخت واسه هر کلیک شما، دور کلمات کلیدی شما بوجود اومده. پس دقت در انتخاب این کلمات مهمترین بخش واسه این نوع کمپینای تبلیغاتی هستش. موفق ترین بازاریابان AdWords پیوسته لیست کلمات PPC خود رو اصلاح کرده تا همیشه به روز باشن.

  • کیفیت صفحه لندینگ پیج Landing Page Quality

خلق صفحات فرودی باکیفیت با محتواهای در رابطه و دارا بودن گزینه های در رابطه واسه انجام عملیاتای لازم مانند خرید، سفارش، عضویت وغیره.

  • امتیاز کیفی یا Quality Score

امتیاز کیفی، امتیازیه که گوگل با در نظر گرفتن ربط داشتن و کیفیت کلمات کلیدی، لندینگ پیج، کمپینای PPC ، تعیین می کنه. بازاریابان با امتیاز کیفی بالاتر، از کلیکای تبلیغاتی بیشتر با هزینه کمتر بهره مند می شن.

  • مدیریت کمپینای تبلیغات کلیکی گوگل

آموزش تبلیغات در گوگل

وقتی که کمپینای پرداخت واسه هر کلیک خود رو راه اندازی کردین، باید پیوسته اونا رو نظارت کرده تا از درستی کارکرد اونا مطمئن شید. یکی از راه های موفقیت در این مورد، فعالیت پیوسته در حساب یا حساب خود هستش. شما باید همیشه کارکرد حساب خود رو بررسی کرده، و واسه بهینه سازی کمپین خود تغییرات و اصلاحات زیر رو، دید کنین:

  • کلمات کلیدی “پرداخت واسه کلیک “خود رو اضافه کنین.

واسه پیشرفت کمپین پرداخت واسه هر کلیک خود، کلمات کلیدی مربوط به تجارتتان رو تولید کنین.

  • کلمات غیر کلیدی رو هم اضافه کنین

در این حالت شما می تونین کلماتی که نمی خواین جزو دسته بالا قرار گیرند رو، واسه صرفه جویی در هزینه، اضافه کنین.

  • گروه های تبلیغاتی رو طبقه بندی کنین

واسه تقویت CTR  ( کلیک به وسیله رتبه) و امتیاز کیفی خود، می تونین گروه های تبلیغاتی رو طبقه بندی کنین. با این کار صفحات فرودی و محتواهای تبلیغاتی هدف دار تری رو، تولید می کنین.

  • کلمات گرون PPC رو بررسی کنین

کلمات گرون ای که کارکرد قابل قبولی نداشتن رو شناسایی و خط بزنین.

  • صفحات فرودی رو بهتر کرد

واسه بهبود نرخای تبدیل و هم خوانی صفحات فرودی با جستجوهای کاربران، همیشه باید صفحات فرودی با محتواهای در رابطه و گزینه های در رابطه واسه انجام عملیاتای لازم مانند خرید، سفارش، عضویت وغیره رو اصلاح و بهتر کرد.

نکته آخر اینکه ؛ شناخت بیشتر درباره تبلیغات کلیکی گوگل میتونه به شما در و هم اینکه هم کمک کنه.

آموزش بهینه سازی تصاویر واسه بهبود سئوی سایت

در زندگی دیجیتالی این روزا، همراه با اینترنت سریع و رزولوشن بالای شکلای جور واجور دسکتاپ و گوشی موبایل، با تصاویر گرافیکی حرفه ای اهمیت زیادی در و افزایش فروش داره.

موبایل

تصاویر و محتوای چشمی در وب سایتا نسبت به گذشته به طور زیادی مهم میشه و حالا کیفیت طراحی گرافیکی سایت در اندازه فروش اجناس و خدمات بسیار موثره. هم اینکه تصاویر، نمودارها و دیاگراما می تونن به تاثیرگذاری بهتر و آسون تر محتوا کمک کنن.

یه عامل مهم که بیشتر ندیده گرفته می شه اینه که:

جستجوی تصاویر گوگل چیجوری می تونه ترافیک با ارزشی رو به سمت سایت هدایت کنه؟

اگه می خواین تصاویر و گرافیکای سایت شما در بخش جستجوی تصاویر گوگل ظاهر شه، باید چند مورد رو در نظر بگیرین. علاوه بر این، تصاویر اثر مستقیمی بر کارکرد یه سایت دارن. در این مقاله، ما در مورد بهینه سازی تصاویر واسه بهبود سئو توضیح میدیم، با همراه باشین:

 

بهینه سازی تصویر واسه بهبود سئوی سایت

تصاویر باید با کد HTML ترکیب شن.

این موضوع در سالای گذشته تغییرات زیادی رو تجربه کرده، اما امروزه روشی که تصاویر تو یه سایت ترکیب می شن، نسبت به قبل فرق داره. این حالا خودکار شده، سئو شکلای جور واجور CMSا مانند یا جوملا معمولا به روش کشیدن و رها کردن تصاویر، اونا رو به موقعیت مورد نظر اضافه می کنن. کد HTML به صورت خودکار در پشت کار تولید می شه. این شامل بخشای مختلفی می شه. مواردی که بیشتر استفاده می شن عبارتند از:

Src: Source = منبع

Alt = جانشین

Title = عنوان

نام فایل منبع از راه ویژگی(بخش) src مشخص می شه. این بخش، راه تصویر رو مشخص می کنه. که مربوط به موقعیت تصویر در صفحه وب شماس. اگه تصاویر تو یه سرور خارجی ذخیره شن، نشانی کامل اون مشخص می شه ،

مثلا https://www. example. com/images/logo.png

کلا، پیشنهاد می شه تصاویر رو در سرورهای خود ذخیره کنین تا بتونین کنترل کامل فایلا رو حفظ کرده و از دسترسی غیر مجاز اونا مراقبت کنین.

ویژگیای Alt و Title دو کاربرد دارن.

این ویژگیا، اطلاعاتی رو واسه خوانندگان جفت و جور می کنن پس نشون دهنده یه سایت قابل دسترس هستن.

اونا واسه ظاهر شدن در جستجوی تصاویر گوگل هم مهم هستن، چراکه واسه موتورهای جستجو اطلاعاتی در مورد محتوای یه تصویر جفت و جور می کنن. گوگل شدیدا به کار گیری این عناصر رو واسه افزایش شانس ظاهر شدن در جستجوی تصاویر، پیشنهاد می کنه.

این دو عنصر بخش مهمی از بهینه سازی تصاویر در کار سئو هستن.

سازماندهی: ساختار و نام فایلا

هنگام به کار گیری سیستمای CMS، ساختار پوشها به طور خودکار به وسیله سیستم مربوطه تعیین می شه. چگونگی سازماندهی اونا به تنظیمات بستگی داره، مثلا ممکنه به صورت “تاریخ آپلود” سازماندهی شن. علاوه بر این، مدیر وب(وبمستر) فقط به فایلها دسترسی داره، نه به خودِ پوشه. این موضوع دیگه مشکل زا نیس، چون فقط وقتی پوشها باید در دایرکتوری ریشه(root directory) قرار گیرند که به وسیله یه مرورگر بازیابی شن .

اما حفاظت از “فایل تصاویر” چیزی مهم تره. سیستم این فایلا رو مستقیما مراقبت نمی کنه، بلکه از پوشهای دور و برش در مقابل دسترسی غیر مجاز مراقبت می کنه. این کار با به کار گیری یه فایل htaccess انجام می شه. که حقوق دسترسی به برنامه ها و کاربران رو تعریف می کنه.

مهمترین بخش واسه بهینه سازی تصاویر واسه سئو، نامگذاری فایلا هستش. اینجا نام اصلی فایل نباید استفاده شه. با اینکه نام فایل نقش مهمی در کارکرد سایت اجرا نمی کنه، اما از دید سئو هنگام ایندکس کردن تصاویر خیلی مهمه. نکات زیر نشون میده که هنگام نامگذاری فایلای تصویری چه باید بکنین:

  • اگه نام فایل تصویر شامل یه کلید واژه باشه، احتمال بیشتری هست که تصویر در جستجوی تصاویر خوب رنک شه.

  • نام فایل باید محتوای تصویر رو مشخص کنه.

  • کلمات کلیدی زیادی وارد نکنین، چون پرکردن کلمات کلیدی واسه نام فایل تصاویر دیگه موثر نیستن.

  • هنگام جداسازی کلمات، فقط باید از خط (-)استفاده کرد، نه آندرلاین(_)، در این صورت شما یه ساختار URL ساده دارین، این کار به وسیله گوگل هم پیشنهاد می شه.

  • یه نام شسته و رفته انتخاب کنین، چون این سازماندهی تصاویر رو آسون کردن می کنه.

به کار گیری کلمات کلیدی در برچسبای Alt و Title به موتورهای جستجو نشون میده که بین متن و تصاویر رابطه برقراراست (به هم در رابطه هستن). موتورهای جستجو واسه شناسایی این موارد طراحی شدن و می تونن خیلی راحت تصاویر و محتویات اونو با محتویات درون متن متناسب کنن(تشخیص بدن). این نه فقط واسه موتور جستجو، بلکه واسه بهبود تجربه کاربر، هم خوبه.

سئوی تصاویر با فرمتای جور واجور فایل: JPEG، PNG و

بهینه سازی دقیق تصاویر در سئو به نوع فایل تصویر مورد استفاده هم بستگی داره. اونا در اندازه ها و فرمتای جور واجور در دسترس هستن. مرورگرهای مدرن می تونن خیلی از فرمتا رو نمایش بدن.

در سالای گذشته، چندین فرمت ، خود رو به عنوان یه فرمت استاندارد معرفی کردن. با این حال، این پیشرفت هم توقفی نداره.

فایلای تصویری سنتی در فرمت JPEG

فرمت JPEG یه فرمت فایل تصویری کلاسیکه. این فرمت به سال ۱۹۹۲ برمیگرده. مثل بقیه فرمتا مثل PNG یا GIF، JPEG  هم به دسته گرافیکی bitmap تعلق داره. تک تک پیکسلای یه تصویر تو یه شبکه مرتب شده و از یه ساختار ثابت پیروی می کنن. تصاویر JPEG روان و پرکاربرد بوده و مخصوصا واسه عکسای رنگی و کنتراست-بالا مناسب هستن.

گزینه دیگه: PNG

مانند فرمت JPEG، فرمت PNG  هم یه گرافیک بیت مپه. به سال ۱۹۹۴ برمیگرده و به عنوان جایگزینی واسه فرمت GIF طراحی شده. در اون زمان به وسیله شخص دارای امتیاز مراقبت میشد.این فرمت فایل در دو نوع هست: ۸PNG و ۲۴PNG. فرمت ۸PNG تنها ۲۵۶ رنگ رو نشون میده.و فرمت ۲۴PNG 16.7 میلیون رنگ رو شامل میشه، مثل JPEG.

فرق اصلی بین PNG و JPEG توانایی نمایش مناطق transparentه. فایلای PNG هم اینکه می تونن بدون افت کیفیت، فشرده شن، که با فرمت JPEG ممکن نیس. با این حال، این کار حجم فایلای تصاویر رو زیاد می کنه. این فرمت واسه نمایش لوگو یا متن مناسب هستن.

فایلای تصویر با کد: SVG

بزرگترین و مهمترین فرق SVG در مقابل JPEG و PNG نوع فرمت فایله. فایلای SVG گرافیکهای وکتوری هستن، و SVG مخفف گرافیک وکتوری اندازه پذیره. این فرمت به زمان پیشرفت W3c در سال ۲۰۰۱ برمیگرده. این فرمت براساس زبون نشونه گذاری XMLه.

پس امکان ترکیب فایلای SVG مستقیما به کد HTML تو یه صفحه وب هست. پس از اون مرورگر گرافیک رو مستقیما و نه فایلی از سرور، بارگذاری می کنه، بر خلاف JPEG یا PNG. این کار تاثیر مثبتی بر زمان(سرعت) بارگذاری سایت داره، چون بهتره درخواستای کمتری بین مرورگر و سرور مبادله شه.هم اینکه فایلای SVG بدون کاهش کیفیت، می تونن اندازه(تغییر اندازه) شن. این کار با فایلای JPEG یا PNG ممکن نیس. به این معناست که فایلای SVG مخصوصا واسه لوگو یا گرافیک مناسب هستن.

ترکیب مستقیم در کد HTML هم اینکه دارای معایبیه. فایلای SVG خیلی امن نیستن. این فرمت چاله های امنیتی ذاتی ای داره که می تونه، مثلا، به وسیله اسکریپتای داغون کننده فیلتر شه. این می تونه بر کارکرد یه سایت تاثیر بزاره و پس یه تجربه کاربری ضعیف بسازه. در نتیجه، سیگنالای کاربر که مربوط به رتبه بندی هستن می تونن بدتر شن.

اندازه(اندازه)

اندازه فایل یه تصویر هم در کارکرد سایت نقش مهمی داره. بهینه سازی تصویر در مسئله سئوی سایت، تنها نامگذاری درست و حفظ برچسبا نیس. وضوح فایل هم مهمه، چون مستقیما اندازه فایل رو تعیین می کنه.

یه فایل بزرگتر نیاز به منابع بیشتری داره، هم در سرور و هم هنگام بارگذاری فایل. پس مهمه که فایلا رو تا حد ممکن کوچیک نگه دارین، چون تصاویرِ پیکسل شده یا تار شده از نگاه کاربر غیر جذابه. واقعاً مناسب نیس که یه فایل با طول ۱۰۰۰ پیکسل رو تو یه اِلِمانی که طولش فقط ۵۰۰ پیکسله، بگنجانیم. با این حال، تصاویر نباید زیادتر از اندازه کوچیک شن. فایلایی که زیادتر از اندازه کوچیک هستن و کاربر محتوای اونو نمی تونه شناسایی کنه به ترافیک و رتبه بندی کمکی نمی کنه. در کل سیگنالای کاربر در رتبه بندی در جستجوی تصویر نقش مهمی دارن. اگه کاربر چیزی در تصویر نبیند و یا خیلی سخت چیزی رو پیدا کنه، به سرعت صفحه رو ترک می کنه. این مسئله واسه جستجوهای تصاویر به طور خاص حقیقت پیدا میکنه. تصاویر بندانگشتی کوچیک یا تصاویر تار به احتمال زیاد ترافیکی در جستجوی تصویر ایجاد نمی کنن.

اندازه اصلی فایل واسه جستجوگرهای گوشی موبایل و افزایش به کار گیری گوشیای هوشمند خیلی مهمه. کاربران تلفنای هوشمند معمولا بی صبر هستن و اگه زمان بارگیری یه سایت زیادتر از اندازه طول بکشه، سایت رو به سرعت ترک می کنن. بهینه سازی تصاویر و مخصوصا اندازه فایلا می تونه به سرعت منتهی به کارکرد بهتر شه. مهم بودن این واقعیت با معرفی سرعت صفحه موبایل به عنوان یه عامل رتبه بندی در اواسط سال جاری نشون داده شده.
فرمتای جدید تصاویر

PNG، JPEG یا SVG فرمتای تصویری ایجاد شده هستن. با این وجود، پیشرفت فرمتای فایل تصاویر بازم ادامه داره. مثلا، فرمتای ۲۰۰۰JPEG  و JPEG XR، پیشرفتایی از فرمت JPEG اصلی هستن. اونا با حجم فایلی کوچکتر، همون کیفیت رو ارائه میدن. علاوه بر این، فرمت JPEG XR درست مثل فرمت PNG ترنسپرنسی یا شفافیت رو هم پشتیبانی می کنه.

علاوه بر این پیشرفتا، فرمتای جدید فایل هم در حال پیشرفت هستن. هدف اصلی اینه که حجم فایل رو بدون آسیب رسوندن به کیفیت نگه دارن. پیشرفتای گذشته شامل فرمت FLIF (فرمت تصویر بدون افت کیفیت) و HEIF (فایل تصویری با کارایی بالا) می شه.

یه مشکل در این مورد اینه که تا حالا، تقریبا هیچ گونه پشتیبانی ای واسه این فرمتا به وسیله مرورگرهای شناخته شده وجود نداره. ابزارهایی مانند Can I use میتونن واسه بررسی سازگاری فرمتهای جور واجور فایل با مرورگرهای جور واجور مورد استفاده قرار گیرند.

ویژگی ALT و تگ عنوان

Cloud Vision API گوگل نشون میده که متاداده ای که بدرستی ایجاد شده باشه چقدر مهمه. اینجا می تونین ببینین که چقدر اطلاعات از تصاویر قابل دیده شدنه. اگه متادیتا(metadata) و محتوای شناسایی شده در اختلاف باشن، می تونه بر رتبه بندی تصاویر تاثیر منفی داشته باشه. مسئله ای که به همین اندازه مهمه قرار دادن یه تصویر در جایگاه مناسب درون متنه.

قرار دادن تصویر در متن

گوگل رابطه بین محتوای تصویر با برچسبا و متن دور و بر اونو تشخیص میده. پس، تصاویر یا گرافیک باید در مکانای مناسب در متن قرار گیرند. در حالت ایده آل، “کلید واژه” هم در متن جای میگیره. اینطوری رابطه واقعی بین متن و تصویر هم واسه Google Crawler روشن می شه. البته، بهترین روشای ایجاد محتوا باید هم باید بررسی شن. اگه تصویر یا گرافیک به عنوان در رابطه و نزدیک باشه، منبع بازم تقویت می شه. علاوه بر این، متن هم با قرار گرفتن مناسب تقویت می شه. در این صورت کاربر، یه نمای تصویری از محتویات متن یا پاراگراف رو تو یه مکان مناسب دریافت می کنه.

معنی اطلاعات EXIF عکس / تصویر

داده EXIF یه ابرداده(metadata) است که به طور خودکار به وسیله دوربین ایجاد می شه. مثلاً، شامل اطلاعاتی مربوط به مدل دوربین یا تنظیمات دوربینه. داده هایی مانند موقعیت GPS یا تاریخ هم می تونن شامل این موضوع شن. با این حال، مهمتر از همه، اطلاعاتی درباره کپی رایت و پدیدآورنده س. این اطلاعات می تونه با یه نوع نرم افزار مناسب اضافه شه. با این حال، نقش این داده ها در بهینه سازی تصاویر واسه سئو بسیار کمه.

EXIF داده ها می تونن به وسیله Google خونده شن، اما دیگه در یافته های جستجو نشون داده نمی شن. هم اینکه معلوم نیس که این اطلاعات واسه رتبه بندی مهمه یا خیر. داده های EXIF در صورت وجود نباید حذف شن. با این حال، اگه مشخص نباشه یعنی این اطلاعات درون عکس نباشه، یه عیب بحساب نمیاد. پس به کار گیری داده های اضافی EXIF بیشتر ابزاریه واسه تعیین منبع و خالق اصلی یه تصویر.

منبع ترافیک جستجوی عکس

چگونگی جستجوی تصویر گوگل، بسیار مثل جستجوی وب معمولیه. واسه تصاویر، اطلاعات از برچسبای گفته شده استخراج می شن. رتبه جستجوی تصاویر شامل این جور اطلاعات و رابطه اون عکس با وب سایته. بهینه سازی با در نظر گرفتن معیارهای گفته شده، شانس ظاهر شدن در جستجوی تصویر گوگل رو زیاد می کنه و یه منبع گرفتن ترافیک میشه.

نتیجه گیری: اهمیت بهینه سازی تصاویر واسه جستجوگری رو دست کم نگیرید

بهینه سازی تصویر در روند بهبود سئو ، جزء مهمی در بهینه سازی موتورهای جستجوگر مدرنه، که از دید تولید محتوا با به کار گیری برچسبا و از دید فنی با در نظر گرفتن اندازه و فرمت فایل انجام میشه. علاوه بر جستجوی تصاویر، محتوای درون عکس هم واسه درک بهتر و تفسیر محتوای متون دور و بر استفاده میشن. داشتن برچسبای ALT، برچسبای عنوان، و هم اینکه وضوح (رزولوشن) درست و اندازه فایل در رابطه، هم بسیار مهم هستن.

تلاش در این مورد در آخر منتهی به بهتر شدن کارکرد و افزایش ترافیک می شه.

کارآفرینان و صاحبان کار و کاسبیای موفق چیکار کنن تا محتوایی که تولید می کنن واقعا خونده شه؟ در این مقاله شما رو با نکات بسیار مهمی در مورد بازاریابی محتوایی و تولید محتوای مهم آشنا می کنیم.

بازاریابی محتوا

در این مقاله که به وسیله داستین مک کیسن نوشته شده به تجربیات فوق العاده عالی که داستین در تولید محتوا کسب کرده اشاره شده. داستین خیلی روشن و ساده تجربیات خود رو در سایت inc با مخاطبین خود در میان گذاشته.

مهران منصوری فر: یکی از بهترین مقالاتی که در مورد تولید محتوا خوندم که خیلی ساده اما پر از آموزشهای عالی بود مقاله آقای داستینه و با رعایت همین مطالب ساده میشه یافته های فوق العاده ای در بازاریابی محتوایی بدست آورد.

در میونه سال ۲۰۱۴ شروع کردم به منتشر کردن محتوا در سایت لینکدین، وقتی که شروع به نوشتن کردم، بر خلاف بقیه که از یه روش هدف دار و راه خاص پیروی می کنن، هیچ هدفی مبنی بر رشد دادن تعداد دنباله کننده ها (فالوورهایم) و یا ایجاد یه راه شغلی نداشتم.

در واقع من توییتر نداشتم و قصدی هم واسه انتشار محتوا از راه رسانه اجتماعی نداشتم. اصلاً نمی‎‏دونستم  ” بازاریابی تأثیرگذار” چیه و اصلا نمی دونستم چه اهمیتی داره.
من فقط به خاطر خود نوشتن شروع کردم به نوشتن.

این فایل تصویری رو ببینین: اینفوگرافیک: شریانای حیاتی بازاریابی محتوای خود رو باز کنین!

با گذشت حدود دو سال از اون زمان من کارای زیر رو انجام داده ام:

  • مسیرهای شغلی ام رو تغییر دادم و کار و کاسبی خودمو شروع کردم.
  • به طور بزرگی شبکه حرفه ای خودمو گسترش دادم.
  • در مورد اون چیزی که شما نیاز دارین تا محتوایی تولید کنین که حتما خونده شه علم دست اولی به دست آورده ام.

اینجا کمی از چیزی که رو که در این راه یاد گرفتیم رو مطرح کردم:

۱- واسه تنها مخاطبی که می شناسین، بنویسین: خودتون!

پس از اون که کمی موفقیت اولیه در لینکدین به دست آوردم به دور و بر نگاهی انداختم تا ببینم چه نوع متنایی (پستهایی) بیشتر خونده شده و مرور شدن و تلاش کردم بیشتر در مورد اون موضوعات بنویسم.
تلاش کردم چیزی بنویسم که بقیه دوست داشتن بشنون.
میتونم بگم که اون بدترین نوشته من بود. باید یاد می گرفتم که اگه نوشته من خودمو به خنده نمی ‏انداخت، به جنب و جوش وا نمی داشت یا مورد علاقه ام نبود به طور قطع این اثرات رو بر بقیه هم نمی داشت.

خنده

۲٫ محتوا باید اول واسه آموزش، انگیزه یا سرگرمی طراحی شه، بعد واسه فروش.

بلاگ، نامه خبری، کتاب الکترونیکی یا هر نوع دیگه از محتوای نوشتاری شما باید اول واسه خواننده مهم طلقی شن، فارغ از این که تصمیم بگیرن اونو خرید کنن یا خیر.
فکر کنین: تا حالا چند بار با این مقصود آنلاین شدین که یه محتوای آنلاین رو بخرین بدون این که به کسی که می خواین از اون خرید کنین فکر کرده باشین؟

اگه شمام مانند بیشتر دیگه مردم باشین پاسختان “هیچوقت” است.

من بیشتر اوقات واسه دیدن فیلم در نت فلیکس و یا واسه یاد گرفتن مورد جدیدی یا فقط واسه اینکه حوصله ام سر رفته آنلاین میشم.

بعضی وقتا آنلاین میشم که چیزی بخرم اما معمولاً در این زمان ایده ای خوب در مورد چگونگی خرید و این که از کجا خرید کنم دارم.
بخش کلی محتوای موجود در سایتا واسه فروش یه محصول تولید شده و بیشتر اوقات محتوای آنلاین بر این ایده متمرکزه که خریداران رو در مرحله تصمیم خرید جذب کنه! هوشمندانه اینه که محتوای شما کاربران رو در مرحله حوصله سر رفتن یا سرگرم شدن جذب کنه.

متن خود رو به روشی بنویسین که افراد رو در وقتی که فقط به دنبال سرگرم شدن هستن جذب کنه و اگه این کار رو خوب انجام بدین اون وقت اونا رو به خریدار تبدیل می کنین.

۳٫ به عناوین توجه کنین

من با نویسنده های زیادی برخورد کردم که با دقت کردن به کیفیت محتوا و متن اصلی، ارزش یه عنوان خوب رو از دست دادن.
اینجا واقعیتی هست که کمتر کسی از ما به اون اقرار می کنیم: کتابا معمولاً از روی جلدشان قضاوت می شن و محتوای اینترنتی هم با سر تیتر هاشون  قضاوت می شن.

عناوین به طور زیادی واسه پستای بلاگ اهمیت دارن و اینجا چند نکته جزئی در این مورد آورده شده:

  • خودتون رو جای خوانندگانتان بذارین که به دنبال موضوعی در متن مطلب شما بالا و پایین می رن. این همون وقتیه که شما باید خواننده رو به دام بندازین.
  • عنوان مقاله رو خیلی چکیده و مستقیم ننویسین. بذارین خواننده بدونه انتظار یادگیری چی رو می تونه داشته باشه بدون اینکه کل داستان رو مرور کرده باشه.
  • در کنار عناوین کوتاه تر هم حاشیه ای اضافه کنین، اما عنوان رو اونقدر کوتاه نکنین که نتونه به خواننده در مورد این که انتظار یادگیری چه رو داره اطلاعاتی بده.

۴٫ یه شروع، یه متن اصلی در میان و یه پایان در آخر داشته باشیم.

بیشتر اوقات در متون تجاری، به هر شکلی که باشن، متن بیشتر از اون چیزی که باید باشه طولانیه. متن مقالات می تونن طولانی باشن به شرطی که به هم پیوسته و به طور کامل مشخص و منظم نوشته شده باشن. یعنی یه کتاب صد صفحه ای هم می تونه خیلی طولانی باشه اگه ۸۰ صفحه انتهایی اون فقط به تأکید و تکرار موارد بیست صفحه اول پرداخته باشه.

یه کتاب می تونه ۸۰۰ صفحه هم باشه و به طور کاملً مناسب و مناسب باشه اگه هر ۸۰۰ صفحه ارزشی جداگونه  داشته باشن.
محتوای متن خود رو مورد بررسی قرار بدین که تکرار الکی کلمات در اون وجود نداشته باشه. در به کار گیری لغات اقتصادی عمل کنین (صرفه جویی کنین).

از قدرت تخیل خود استفاده کنین و در آخر یادتون نره که تموم نوشته ها باید یه شروع و یه متن میونه داشته باشن و یه انتها.

مشاهده نسخه PDF مقاله: چیجوری محتوایی بنویسیم که افراد واقعاً اونو بخونن